برای حيدری ها

در خيال خويش ديشب ، عکس دلبر می کشيدم

زحمت بسيار بردم ، منت بی حد کشيدم

اول از زلفش کشيدم ، تا که سازم خرمن گل

مستی چشمش چو ديدم ، می پر از ساغر کشيدم

می کشيدم ابروانش ، تا که در اين صفحه دل

وای از آن ابرو کشيدن ، همچو يک خنجر کشيدم

می کشيدم من لبانش ، نقطه ای افتاد بر لب

با زبان پاکش نمودم ، از ازل بهتر کشيدم

می کشيدم در خيالم ، قامت رعنای او را

راستی قامت قيامت ، بود و من محشر کشيدم

در سخاوت حاتم طائی گدای آستانش

در شجاعت رستمی بر درگهش نوکر کشيدم

صبح شد ديدم که ديشب ، در نظر گاه خيالم

عکس مولايم علی مرتضی حيدر (ع) کشيدم

  
نویسنده : حميد ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٤