قرعه جام باشگا های اروپا-auv pwqvj cdkf , ufhs)(

دو تیم بایرن مونیخ و آث میلان به حکم قرعه در مرحله یک چهارم نهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا به دیدار هم خواهند رفت.

براساس قرعه کشی انجام شده ، دو تیم پرافتخار اروپا یعنی آث میلان و بایرن مونیخ در حساس ترین دیدار مرحله یک چهارم نهایی با هم روبرو می شوند. بازی رفت این دو تیم در ورزشگاه سان سیرو انجام می شود که همین مسئله می تواند امتیازی مثبت برای شاگردان اوتمار هیتزفلد در این مرحله باشد.

چلسی در مرحله نیمه نهایی با والنسیا روبرو می شود، لیورپول دیگر نماینده فوتبال انگلیس در دیداری تقریبا آسان با آیندهوون بازی می کند و منچستریونایتد قهرمان لیگ برتر نیز به مصاف آاس رم خواهد رفت.

* برنامه مرحله یک چهارم نهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا به شرح زیر است:
دور رفت - مرحله یک چهارم نهایی
سه شنبه - 14/1/86

* آث میلان ایتالیا - بایرن مونیخ آلمان
* آیندهوون هلند - لیورپول انگلیس
چهارشنبه -15/1/86
آاس رم ایتالیا - منچستر یونایتد انگلیس 
چلسی انگلیس - والنسیا اسپانیا
دور برگشت - مرحله یک چهارم نهایی
سه شنبه 21/1/86
* منچستر یونایتد انگلیس - آاس رم ایتالیا
* والنسیا اسپانیا - چلسی انگلیس
چهارشنبه - 22/1/86
بایرن مونیخ آلمان - آث میلان ایتالیا
لیورپول انگلیس - آیندهوون هلند
* برنامه مرحله نیمه نهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا به شرح زیر است:
دور رفت - مرحله نیمه نهایی
سه شنبه - 4/2/86
* برنده دیدار آیندهوون - لیورپول با برنده دیدار چلسی -والنسیا
چهارشنبه -5/2/86
* برنده دیدار آث میلان - بایرن مونیخ با برنده دیدار منچستر یونایتد - آاس رم
دور برگشت مرحله نیمه نهایی نیز در روزهای یازدهم و دوازدهم اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.

*دیدار نهایی مسابقات فوتبال لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا نیز روز چهارشنبه دوم خرداد ماه 86 برابر با 23می سال 2007 میلادی در ورزشگاه المپیک آتن یونان برگزار خواهد شد.

 

"اوليور كان " كاپيتان و "فرانس بكن باوئر" رييس باشگاه فوتبال بايرن مونيخ آلمان از "اوتمار هيتزفلد" خواستند در اين تيم بماند.

 اين در حاليست كه هيتزفلد سرمربي بايرن مونيخ تاكيده كرده است، در پايان فصل اين تيم را ترك خواهد كرد.

اين مربي ‪ ۵۸‬ساله كه در ماه فوريه پس از اخراج "فليكس ماگات" به اين تيم بازگشته، بايرن را به چهار پيروزي در شش مسابقه گذشته خود رسانده است.

كان پس از پيروزي دو بر يك بايرن مونيخ مقابل رئال مادريد و صعود به مرحله يك چهارم نهايي جام باشگاه‌هاي اروپا گفت:"هيتزفلد بهترين مربي بايرن است. او همه چيز را در مورد فوتبال مي‌فهمد. جديدترين متد فوتبال را مي‌داند و بسيار باهوش است. او از پس كنترل ستاره‌ها بر مي‌آيد. وي همه چيزهايي را كه لازمه مربيگري بايرن است، دارد."

بكن‌باوئر اسطوره فوتبال آلمان نيز در مورد مربيگري بايرن اظهار داشت:" بدون ترديد دوست دارم اوتمار هيتزفلد مربي اين تيم باشد. اوتمار به قدري انرژي و اشتياق دارد كه حيف است كناره‌گيري كند. مي‌دانم كه از اين كار لذت مي‌برد."

با وجود اين هيتزفلد كه در سال ‪ ۱۹۹۷‬به همراه دورتموند و در سال ‪۲۰۰۱‬ به همراه بايرن مونيخ به قهرماني در جام باشگاه‌هاي اروپا رسيد است، تصميم خود را گرفته است.

اين مربي گفته‌است:"هرگز نبايد گفت هرگز، اما تصميم من قطعي است. ادامه نخواهم داد".

 

 

دلم گرفته بود... بغض راه گلویم را بسته بود ، نمی دانستم چه باید بکنم ، دوست داشتم میتوانستم بلند ،بلند گریه کنم و فریاد بزنم ... حسین حسین حسین

ای کاش الان در کربلا بود م ، در بین الحرمین ، در فاصله ی دو دل اسیر ...

تا حالا فکر کردی که اگه بری بین الحرمین چه می کنی ؟

من یه حرف دارم خوش به حال شما هایی که حد اقل فکرش را می کنید که اگه برید بین الحرمین

چه می کنید ... بعضی ها ...

طبیب عشق ما حسینیه است .

دلم می خواد برم هیئت فریاد بزنم مگه حسین فرزند زهرا چه گناهی داشت که غریبانه ، بی هیچ کینه و دشمنی از گذشته او را لب تشنه، کنار شط فرات به شهادت رساند ند ...

لعنت خداوند بر قاتلین امام  حسین علیه السلام.

 

پاسخ كامل:

یکی از مهم‌ترین شبهاتی که همواره در طول تاریخ مطرح بوده این است که اگر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده است، چگونه بیش از یازده قرن عمر کرده و با نسل های بی‌شماری زیسته است و در عین حال گرفتار دوران کهن‌سالی نشده است؟ چگونه ممکن است یک انسان قرنهای متمادی زندگی کند؟ آیا به صرف آنکه نوح (علیه السلام) چنین عمر طولانی داشته باشد، می‌توان مسئلۀ‌ طول عمر را به دیگران سرایت داد؟

از نظر عقلی چند برابر عمرِ طبیعی و معمولی انسان‌ها زیستن محال و غیر ممکن نیست، امّا از آنجا که انسان همواره در محیط زندگی خود به سلسله‌ای از امور عادت می‌کند اگر واقعه‌ای بر خلاف این عادات مشاهده کند، آن را بعید و غیرممکن می‌شمارد. اگر همین امر بعید و غیر ممکن چندین مرتبه به وقوع بپیوندد، قریب و ممکن می شود. طول عمر امام زمان نیز به همین شکل است در صورتی که در لابه‌لای تاریخ به اخبار و روایات صحیح در مورد عمر طولانی برخی از افراد دست یابیم، به طور طبیعی مسئله طول عمر امام زمان امری عادی و ممکن جلوه می‌نماید:

                             

بهترین موردی که هرگونه شک و تردید را می‌زداید بیان کتاب آسمانی، قرآن کریم در مورد حضرت نوح (علیه السلام) است؛ آنجا که می‌فرماید: ﴿لقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلبث فیهم الف سنة إلّا خمسین عاماً﴾ (عنکبوت/14)

قرآن دربارۀ حضرت عیسی می‌فرماید: ﴿و قولهم إنّا قتلنا المسیح عیسی‌بن مریم رسول الله و ما قتلوه و ما صلبوه… و ما قتلوه یقیناً بل رفعه الله إلیه و کان الله عزیزاً حکیماً﴾ (نساء/ 157و 158)

در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است که حضرت عیسی بار دیگر به زمین فرود خواهد آمد.1

در مورد حضرت خضر برخی روایات تصریح دارند که زنده است و در زمان مهدی می‌آید.

در برخی از روایات، در مورد دجال آمده است که تا کنون حیات دارد و تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) حیات خواهد داشت.

پژوهشگران و نویسندگان بسیاری در مورد دیر‌زیستی انسان مطالعاتی انجام داده و نمونه‌هایی از انسانها که عمر طولانی داشته‌اند ذکر کرده‌اند؛ از جمله سجستانی (م250)، کتابی به نام المُعَمَّرون دارد که در آن از افرادی نام برده که بیش از پانصد سال عمر کرده‌اند.

با توجه به مطالب فوق چنین به نظر می‌رسد که در وادی عقل و نقل، مسئلۀ طول عمر چندان بعید و محال نمی‌نماید.

فخر رازی در تفسیر خود می‌گوید:

گروهی از پزشکان معتقدند عمر انسان بیش از یکصد و بیست سال نمی‌باشد، ولی آیۀ قرآن با این سخن مخالفت دارد و عقل هم موافق آیۀ قرآن است. به درستی که باقی ماندن انسان با همین ساختار و ترکیب ذاتاً ممکن است…2

از طرفی ما بر این باوریم که عمر هر انسان در اختیار و تقدیر خدای متعال است. خداوند متعال برای افرادی که عمر دراز دارند زمینه‌ها و عوامل دیر‌زیستی را تا رسیدن اجلشان فراهم می‌نماید. در این زمینه دانش بشری در راستای پیدا کردن علل بیماری و مرگ نوید امکان دست‌یابی به راز طول عمر را می‌دهد.

چه‌بسا حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در راستای ارادۀ الهی و با استفاده از علم الهی خود به تمامی علل و عوامل بیماریها و مسائل کوتاه‌کنندۀ عمر آگاهی دارد و از نظر طبیعی سلامت خود را حفظ می‌کند.

حتی اگر بپذیریم که پیری قانونی فراگیر و بدون استثنا است، در این صورت چه مانعی دارد که در مورد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این امر یکی از معجزات الهی باشد؟ در طول تاریخ نمونه‌های فراوانی از طبیعت از راه معجزه به کلی دگرگون شده و از کار افتاده‌اند؛ مانند جریان حضرت ابراهیم (علیه السلام) که خداوند در قرآن آنرا چنین ترسیم می‌کند: ﴿قُلنا یا نارکونی برداً و سلاماً علی ابراهیم﴾ (انبیاء/ 69)

امروزه در پرتو پژوهشها و اختراعات، انسان به وسایل و دستگاههایی دست یافته که اگر سالها پیش سخنی دربارۀ آنها می‌شنید، به شدت انکار می‌کرد؛ در حالی که امروز چنان به راحتی در دسترس قرار گرفته‌اند که بسیار ناچیز و بی‌اهمیت به شمار می‌آیند؛ بنابراین انکار برخی مطالب از آن جهت که فعلاً نمونه و شاهدی برایش موجود نیست از دیدگاه عقل و منطق پذیرفته نیست.

در پایان به گفتار شیرین شهید صدر اشاره می‌کنیم که فرمودند:

شاید این یک تصادف باشد که در طول تاریخ انسانی تنها دو تن مأمور به پاک ساختن تمدن انسانی از مایه‌های فساد و تباهی باشند و در عین حال زندگی آن دو چنان طولانی شود که چندین برابر یک آدم معمولی عمر کنند. نوح، نخستین آن دو در گذشته نقش خود را به پایان برد و به گفتۀ صریح قرآن 950 سال در میان قوم خویش درنگ کرد. دیگری مهدی است که نقش خود را در آینده ایفا می‌کند و تا کنون بیش از هزار سال در میان تودۀ قوم خویش زیسته است. چگونه زندگانی طولانی نوح را باور داریم، امّا طول عمر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌پذیریم.3

با فرض پذیرش این مطلب که مهدی (علیه السلام) هم‌اکنون زنده است و علی‌رغم عمر طولانی خود در سلامت کامل به سر می‌برد سؤالات زیادی به ذهن خطور می‌کند:

ایشان در کجا زندگی می‌کند (در کدام کشور، قاره، شهر یا …)؟ آیا خانه دارد یا در کوه و دشت زندگی می‌کند؟ اگر خانه دارد، وسائل زندگی خود را چگونه تأمین می کند؟ آیا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این مدت طولانی ازدواج کرده است یا نه؟ در صورت ازدواج، آیا اقوامش او را می‌شناسند یا نه؟…

آری، با پذیرش فرض فوق صدها سؤال از این دست به وجود می‌آید. باید دقت کرد که طرح این‌گونه مسائل در اثبات اصل غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مداخله‌ای ندارد. از برخی روایات چنین برمی‌آید که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر غیبت در مکان خاص و شهر معینی استقرار دائمی ندارد و به طور ناشناس در بین مردم زندگی می‌کند. صاحب‌الأمر از این جهت به یوسف (علیه السلام) شباهت دارد.

همان‌گونه که برادران عاقل و دانای یوسف، با وجود معاشرتی که از قبل با او داشتند، موقعی که به محضرش شرفیاب شدند او را نشناختند و تا وقتی که یوسف خود را معرفی ننمود با او چون بیگانه‌ای برخورد کردند. داستان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مردمان نیز همین گونه است. از طرفی بین یعقوب و یوسف بیش از هجده روز راه فاصله نبود، امّا در عین حال یعقوب هیچ اطلاعی از وی نداشت. چه‌بسا حضرت مهدی (علیه السلام) نیز در فاصلۀ نزدیکی از خانه های ما زندگی می‌کند و ما هیچ اطلاعی از ایشان نداریم.

آن حضرت در بین مردم تردد می‌کند و در بازارهایشان راه می‌رود و در عین حال مردم او را نمی‌شناسند و به این وضع زندگی او ادامه می‌یابد تا هنگامی که خداوند به او اجازۀ معرفی کردن به مردم را بدهد.4 با توجه به آنچه گذشت وقتی آن حضرت به طور ناشناس در میان مردم رفت و آمد داشته باشد مانعی ندارد که ضروریات زندگی خود را به طور معمول تهیه نماید و مثل نیاکانش از مقتضیات عصر خود بهره برد.


1. صحیح مسلم، ج1، ص137، ح247، باب نزول عیسی (علیه السلام).
2. فخررازی، تفسیر کبیر، ج25، ص42.
3. آیت الله صدر، بحوث حول المهدی، ترجمۀ کتابخانه بزرگ اسلامی، مؤسسه الامام مهدی، ص34.
4. رک: علامۀ مجلسی، بحارالانوار، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج52، ص154.

 

 

 

زيارت اربعين

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبيبِهِ؛

سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَليلِ اللَّهِ وَ نَجيبِهِ ؛

سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِيِّهِ

سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهيدِ

سلام بر حسين مظلوم و شهيد

اَلسَّلامُ على اَسيرِ الْكُرُباتِ وَ قَتيلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاري‌ها اسير بود و كشته اشكِ روان گرديد

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَابْنُ صَفِيِّكَ الْفاَّئِزُ

خدايا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماينده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزيده‌ات و فرزند برگزيده‌ات بود كه كامياب شد

بِكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَيْتَهُ بِطيبِ الْوِلادَةِ

به بزرگداشت تو، گراميش كردى به وسيله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزيدى او را به پاكزادى

وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ

و قرارش دادى يكى از آقايان (بزرگ) و از رهروان پيشرو و يكى از كسانى كه از حق دفاع كردند

وَاَعْطَيْتَهُ مَواريثَ الاَْنْبِياَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِياَّءِ

و ميراث‌هاى پيمبران را به او دادى و از اوصيائى كه حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى

فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ

او نيز در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌اى (براى كسى) نگذارد و بي‌دريغ خيرخواهى كرد و جان خود را در راه تو داد

لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى؛

تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى و چنان شد كه همدست شدند بر عليه آن حضرت كسانى كه دنيا فريبشان داد.

وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ

و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچيزى و بداد آخرتش را در مقابل بهائى اندك و بى مقدار و بزرگى كردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند،

وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِيَّكَ

و تو و پيامبرت را به خشم آوردند

وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ

و پيروى كردند از ميان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند و كسانى را كه بارهاى سنگين گناه به دوش مى‌كشيدند

الْمُسْتَوْجِبينَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فيكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فى طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبيحَ حَريمُهُ

و بدين جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان ديد) با شكيبائى و پاداش جوئى با آنها جهاد كرد تا خونش در راه پيروى تو ريخت و حريم مقدسش شكسته شد

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَليماً

خدايا آنان را لعنت كن به لعنتى وبال دار و عذابشان كن به عذابى دردناك

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ سَيِّدِ الاَْوْصِياَّءِ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصياء

اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمينُ اللهِ وَابْنُ اَمينِهِ عِشْتَ سَعيداً وَ مَضَيْتَ

گواهى دهم كه به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت‌‌دار اويى سعادتمند زيستى و ستوده از دنيا رفتى

حَميداً وَ مُتَّ فَقيداً مَظْلُوماً شَهيداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ

و گمگشته و ستمديده و شهيد درگذشتى و نيز گواهى دهم كه خدا به راستى وفا كند بدان وعده‌اى كه به تو داده،

وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِاللهِ

و به هلاكت رساند هر كه را كه دست از ياريت برداشت و عذاب كند كسى كه تو را كشت و گواهي دهم كه تو به خوبى وفا كردى به عهد خدا،

وَ جاهَدْتَ فى سَبيلِهِ حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ،

و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسيد خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت

وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ

و خدا لعنت كند كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند مردمى كه شنيدند جريان كشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند،

اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.

خدايا من تو را گواه مى‌گيرم كه من دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم با هر كه او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدايت اى فرزند رسول خدا.

اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ،

گواهى دهم كه تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحم‌هايى پاكيزه

لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِيابِها،

كه آلوده‌ات نكرد اوضاع زمان جاهليت به آلودگي‌هايش و در برت نكرد از لباس‌هاى چركينش

وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّينِ وَ اَرْكانِ الْمُسْلِمينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنينَ،

و گواهى دهم كه به راستى تو از پايه‌هاى دين و ستون‌هاى محكم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ايمان هستي

وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ،

و گواهى دهم كه تو به راستى پيشواى نيكوكار با تقوا و پسنديده و پاكيزه و راهنماى راه يافته‌اى

وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى

و گواهى دهم كه همانا امامان از فرزندانت روح و حقيقت تقوا و نشانه‌هاى هدايت

وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْيا وَ اَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته‌هاى محكم (حق و فضيلت) و حجت‌هايى بر مردم دنيا هستند و گواهى دهم كه من به شما ايمان دارم

وَ بِاِيابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرايِعِ دينى وَ خَواتيمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ،

و به بازگشتتان يقين دارم با قوانين دينم و عواقب كردارم و دلم تسليم دل شما است

وَ اَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى يَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ،

و كارم پيرو كار شما است و ياريم برايتان آماده است تا آن كه خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ،

پس با شمايم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روان‌هاى شما

وَ اَجْسادِكُمْ وَ شاهِدِكُمْ وَ غاَّئِبِكُمْ وَ ظاهِرِكُمْ وَ باطِنِكُمْ.

و پيكرهايتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان.

آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ.

آمين اى پروردگار جهانيان.

 

 

عباس که فرزند علی شیرخداست     

                     درمعرفت وعلم وادب،بی همتاست

 

تشبیه اگربه شمس گردیده حسین      

                      در پرتو خورشید، قمرهم  پیداست

 

چون پا به رکاب کرده می گشت سوار   

                       گویی که زقامتش،قیامت برپاست

 

وارد به شریعه گشت ولب تر ننمود      

                  الحق که به روزگار،این رسم وفاست 

 

گفتا به خدا نمی چشم آب روان          

                    تا تشنه جگر،نوردو چشم زهراست

 

بیرون زشریعه گشت وعازم به حرم      

                  داند که صدای العطش،سوی سماست

 

دشمن به کمین نشست وبا تیغ جفا         

                  همّش همه قطع دست محبوب خداست

 

ازهرطرفش تیر چوباران آید              

                       آن مشک پرآبش،هدف تیربلاست

 

آندم که به مشک آب تیری بنشست       

                        نومید شدوآه زقلبشبرخاست

 

آندم که عمود کین شکافد فرقش         

                         هنگام وداع باخون خداست

 

فرمودبه بالین اباالفضل حسین          

               ازمرگ تو دیگر نشود پشتم راست

 

کربلا دار النعیم زینب است. کعبه خود تحت حریم زینب است.

عمر زینب وقف مولا بود و بس

                                    او به زهرا المثنی بود و بس

چهره حیدر چو حق آئینه زد

                                   سنگ زینب را حسین بر سینه زد

عشق و با زینب تبانی کرده است

                                  رنگ گل را ارغوانی کرده است

هست و کیش رهبریت کیش او

                                  صبر زانو میزند در پیش او

شاخص شخصیت زینب حیاست

                                 گر بگویم دومین زهرا سزاست

کیست زینب قدرت کل امم

                                 عرش را با فرش می دوزد به هم

هم تراز زینب کبری کجاست

                                 هر زنی را زینبی خواندن خطاست

زینب کبری ذلیل و خوار نیست

                                 از زنان کوچه و بازار نیست

در رگ سرخ شهیدان شط اوست

                                حضرت عباس هم در خط اوست

مدعی رسوا شدی گر تافتی

                                عرشیان چون بر حسین دل باختند

در سما هم زینبیه ساختند

 

شبى در جنگ صفين، آب فرات به دست لشكريان معاويه افتاد، معاويه دستور داد كه آب بر سپاه على(ع) بسته شود، هنگامى كه خبر به امير مؤمنان رسيد، به لشكريان خود دستور آماده باش فورى داد، و ضمن خطبه اى به آنان فرمود: (الموت فى حياتكم مقهورين، والحياة فى موتكم قاهرين...) يعنى: اگر زير بار ذلت دشمن باشيد مرده ايد حتى اگر به ظاهر زنده باشيد، و اگر در برابر دشمن پايمردى كنيد براى هميشه زنده ايد حتى اگر به ظاهر شهيد شويد... و سپس دستور حمله جهت آزادسازى فرات از دست دشمن را صادر فرمود، سپاه امام با يك حمله حساب شده توانستند نيروهاى بنى اميه را از نهر فرات دور ساخته، و خود بر آنجا مسلط گردند، پس از پايان موفقيت آميز اين حمله سپاهيان حضرت امير(ع) خواستند مقابله به مثل كرده و آب را بر لشكر معاويه ببندند، حضرت اين كار را اجازه نداد و فرمود: كه استفاده از آب براى همگان آزاد است، چنين عملى در كدام تاريخ بشر جز اسلام وجود دارد؟! اسلام تا اين اندازه شخصيت انسانها را محترم شمرده كه حتى آب را بر دشمن محارب نمىبندد.

  
نویسنده : حميد ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٥