علی کريمی-خياط-شعر حضرت علی - مرگ

باشگاه فوتبال بايرن مونيخ اعلام كرد كه "علي كريمي" بازيكن ايراني اين تيم مي‌تواند اين باشگاه را ترك كند.

"اولي هونس" مدير تيم بايرن روز چهارشنبه گفت اگر كريمي اعلام كند كه مايل است از بايرن مونيخ برود، او مي‌تواند باشگاه را ترك كند.

هونس اضافه كرد كه بايرن مونيخ در ابتداي اين هفته درخواستي براي به خدمت گرفتن كريمي توسط يكي از باشگاههاي فوتبال دوبي دريافت كرده است.

مدير بايرن مونيخ افزود كه باشگاه وي با درخواست‌كننده اماراتي درباره جزييات انتقال كريمي به توافق رسيده‌اند.

هر چند هونس به نام اين باشگاه عربي اشاره‌اي نكرد اما گفته مي‌شود كه كريمي بار ديگر به تيم سابق خود الاهلي بازخواهد گشت.

اين درحالي است كه كريمي تا پايان فصل جاري با تيم فوتبال باشگاه بايرن مونيخ آلمان قرارداد دارد.

پيش از اين مقامات و كارشناسان ورزشي و نيز رسانه‌هاي آلمان از نحوه عملكرد و بازي كريمي در بوندسليگا بشدت انتقاد كرده بودند.

 

مواظبت بر نماز اول وقت
در احاديث اسلامی بر نماز گزاردن در اول وقت تأكيد فراوانی شده است، امام صادق عليه السلام می‌فرمايد:

« فضل الوقت الأول علي الآخر كفضل الاخرة علي الدنيا؛
فضيلت اول وقت ( نماز) بر آخر وقت، همچون فضيلت آخرت است بر دنيا. »


جناب شيخ مقيد بود كه نمازهای پنجگانه را در اول وقت بخواند و ديگران را نيز بدان توصيه میفرمود.


نوکر امام حسین نمازش تا الان نمی ماند
خطيب توانا، حجت الاسلام والمسلمين، جناب آقای سيدقاسم شجاعی، خاطره جالبی از جناب شيخ در اين‌باره دارند. ايشان می‌فرمايند: من از دوران مدرسه و ابتدايی منبر میرفتم و چون لحن سخن گرمی داشتم روضه‌های زيادی را می‌رفتم از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شيخ رجبعلی نكوگويان (خياط) نرسيده به بازارچه، بعد از كوچه سياهها می‌رفتم. از پله‌ها كه بالا می‌رفتيم، اتاق دست چپ، خانم‌ها جمع می‌شدند و برايشان روضه ماهانه می‌خواندم، اتاق جناب شيخ هم طبقه پايين آن قرار داشت. آن زمان سيزده ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسيده بودم.
روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پايين آمدم و برای اولين بار با جناب شيخ برخورد كردم، كلاه‌هايی دستش بود و گويا عازم بازار بود، سلام كردم، يك نگاه به صورت من كرد و فرمود:


« پسر پيغمبر صلی الله عليه و آله و نوكر امام حسين عليه السلام نمازش تا الان نمی‌ماند»!!

گفتم: چشم، در حالتی كه دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم، به محض اين كه به صورتم نگاه كرد، اين حالت را در من ديد و گوشزد فرمودند. اين مطلب موجب شد كه من مواقعی در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهی در مجالس ايشان- كه مثلاً در منزل آقای حكيمی آهن فروش بود - می‌رفتم و از همان نوجوانی احساس می‌كردم اين مرد صحبت كه می‌كند مطالبش الهامی است، چون اطلاعات علمی نداشت، ولی وقتی صحبت می‌كرد تمام مخاطبين را مجذوب می‌فرمود، بطوری كه هنوز هم من از ايشان خاطرات و سخن دارم. من جمله، از كلماتی كه هميشه در ذهن من است اين كه می‌فرمود:

« از كلمه«ما» بگذريد، آن جا كه در كارها كلمه «من» و «ما» حكومت میكند شرك است، فقط يك ضمير حاكم است آن هم ضمير«هو» و اگر از آن ضمير بگذريد ضماير ديگر شرك است. »

وقتی اين طور كلمات را مرحوم جناب شيخ بيان می‌كرد، در قلب و فكر انسان مسكن می‌كرد.

خشم، آفت نماز
از جناب شيخ نقل شده‌است كه:

« شبی حوالی غروب از نزديك مسجدی در اوايل خيابان سیروس تهران عبور می‌كردم- برای درك فضيلت نماز اول وقت- وارد شبستان مسجد شدم ديدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سر او را گرفته، پيش خود فكر كردم كه بعد از نماز با او مأنوس شوم ببينم چه خصوصياتی دارد كه چنين حالتی در نماز برای او پديدار است. پس از پايان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزديك درب مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگويی پيدا كرد و به او پرخاش كرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانيت ديدم آن هاله نور از روی سرش محو شد! »

 

 

گفت پيغامبر علي را کاي علي

شير حقي پهلوان پردلي

ليک بر شيري مکن هم اعتماد

اندر آ در سايه‌ي نخل اميد

اندر آ در سايه‌ي آن عاقلي

کش نداند برد از ره ناقلي

ظل او اندر زمين چون کوه قاف

روح او سيمرغ بس عالي‌طواف

گر بگويم تا قيامت نعت او

هيچ آن را مقطع و غايت مجو

در بشر روپوش کردست آفتاب

فهم کن والله اعلم بالصواب

يا علي از جمله‌ي طاعات راه

بر گزين تو سايه‌ي خاص اله

هر کسي در طاعتي بگريختند

خويشتن را مخلصي انگيختند

تو برو در سايه‌ي عاقل گريز

تا رهي زان دشمن پنهان‌ستيز

از همه طاعات اينت بهترست

سبق يابي بر هر آن سابق که هست

چون گرفتت پير هين تسليم شو

همچو موسي زير حکم خضر رو

صبر کن بر کار خضري بي نفاق

تا نگويد خضر رو هذا فراق

گرچه کشتي بشکند تو دم مزن


گرچه طفلي را کشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خويش خواند

تا يد الله فوق ايديهم براند

دست حق ميراندش زنده‌ش کند

زنده چه بود جان پاينده‌ش کند

هرکه تنها نادرا اين ره بريد

هم به عون همت پيران رسيد

دست پير از غايبان کوتاه نيست

دست او جز قبضه الله نيست

غايبان را چون چنين خلعت دهند

حاضران از غايبان لا شک به‌اند

غايبان را چون نواله مي‌دهند

پيش مهمان تا چه نعمتها نهند

کو کسي کو پيش شه بندد کمر

تا کسي کو هست بيرون سوي در

چون گزيدي پير نازک‌دل مباش

سست و ريزيده چو آب و گل مباش

ور بهر زخمي تو پر کينه شوي

پس کجا بي‌صيقل آيينه شوي

 

مولوی

 

نامه ي حضرت علي (ع) درباره ي مرگ
محمد ابن ادريس حلي از حضرت صادق(ع) روايت كرده است. كه ان حضرت فرموده اند:
خبر مرگ يكي از اصحاب الميرالومنين (ع) به آنحضرت رسيد. و پس از ان خبر ديگري رسيد كه آن مرد نمرده است.حضرت نامه اي براي آنمرد نوشت كه بسم الله الرحمن الرحيم اما بعد.خبر از ناحيه ي تو برايمان آمده است كه موجب تشويق فزع وجزع برادران تو شد:"پس از آن خبر.خبر ديگري آمد وخبر اول را تكذيب نمود.و اين خبر موجب سرورو روشني چشم و فرح ما شد".
ليكن اين سرور و فرح سريع النقطاع است. و بزودي تصديق خبر اول به او خواهد رسيد و اين سرور را دريافت خواهد نمود.
پس تو آيا در اين زمينه مانند كسي هستي كه مرگ را چشيده باشد. و سپس زنده شده باشد؟
يا مانند كسي هستي كه از خدا تقاضاي رجوع بدنيا را كرده باشد.وحاجت او را خدا براوره و به دنيا باز گردانده است. و در اينحال او خود را مستعّد و آماده نموده كه از اموال خود آنچه كه موجب خرسندي و خشنودي اوست برداشته و باخود بمحملّ قرار هميشگي و منزل جاوداني ببرد. و براي خود ابداً دارايي وثروتي غير از آن نبيند؟
بدان كه شب و روز- كه پيوسته بدنبال هم ميگردند- با نهايت سعي و جدّ و جهد مي كوشند كه عمر ها را كوتاه كنند. و اموال را فاني و خراب بنمايد واجلها را در نورديده وآخرين نقطه آن را برساند.
(به نقل از بهارالنوارج 1 ص 190)

 

  
نویسنده : حميد ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٥