سنت-حديث -ياعلی گفتنئد

 

  پرسشی از اهل سنت مبنی بر شستن پاها در وضو برخلاف نص صریح قرآن کریم !!؟

  توجه : این مطلب با وحدت منافاتی ندارد و فقط و فقط پرسشی از اهل سنت است .

در قرآن کریم آمده است : وامسحوا بروسکم و ارجلکم الی الکعبین (1) . یعنی مسح نمایید سرها و پاهای خود را تا بلندی پشت پا (منظور از کعبین پشت بلندی پا می باشد )

ولی این سوال در ذهن ایجاد می شود که چگونه می شود که اکثر فقهای اهل سنت به شستن پاها فتوا بدهند آن هم بر خلاف نص صریح قرآن کریم ؟؟؟!!!!

حتی در اول آیه شریفه گفته می شود : فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم . یعنی بشویید صورت ها و دست های خود را .

پس باید مانند آن که " واو " بین وجوهکم و ایدیکم را واو عاطفه می دانند ، " واو " بین روسکم و ارجلکم را نیز عاطفه بدانند . یعنی و امسحوا بروسکم و ارجلکم را باید این طور معنی کنند و فتوا دهند که مسح کنید سرها و پاهایتان را و تا آنجا که همه می دانند فاغسلوا با و امسحوا فرق خیلی زیادی دارند و نمی توان گفت که پاها را غسل دهید ( یعنی بشویید ) ، اگر چنین گفته شود که پاها شسته شود یعنی آن که معنی و امسحوا با فاغسلوا یکی است . !!!!!!!!!!!!!

پس نمی توان سر را مسح نمود و پاها را شست و اگر چنین شود و پاها جای مسح کردن ، شسته شوند باید " واو عاطفه " را بی معنی بدانیم !!!

و آخرین مطلب این که امام فخر رازی از مفسرین اهل سنت در کتاب خود در ذیل این آیه شریفه توضیح مفصلی داده است که اشاره به وجوب مسح بر حسب ظاهر آیه دارد .

حال این سوال و استدلال ما ، و نتیجه گیری از شما و اگر پاسخی بود با اهل سنت .


1 . آیه 6 سوره مائده

 

  برگرفته از کتاب شب های پیشاور به گفتار سلطان الواعظین شیرازی

حدیث (۱) امام على (ع) فرمودند:

غَضُّ الطَّرفِ مِن أفضَلِ الوَرَعِ
پرهيز از نگاه ناروا ، برترين پرهيزگارى است

(عيون الحكم والمواعظ ،ح 5882 )

 

ز ليلي شنيدم يا علي گفت به مجنون چون رسيدم يا علي گفت

مگر اين وادي دارالجنون است که هر ديوانه ديدم يا علي گفت

نسيمي غنچه اي را باز مي کرد به گوش غنچه کم کم يا علي گفت

چمن با ريزش باران رحمت دعايي کرد و او هم يا علي گفت

يقين پرودگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت

خمير خاک آدم را سرشتند چو بر مي خاست آدم يا علي گفت

مسيحا هم دم از اعجاز مي زد زبس بيچا ره مريم يا علي گفت

علي را ضربتي کاري نمي شد گمانم ابن ملجم يا علي گفت

مگر خيبر ز جايش کنده مي شد يقين آنجا علي هم يا علي گفت

  
نویسنده : حميد ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥