يا امير المونين رو حی فداک

مولانا بلخي

امام علي(ع) نخستين پيشواي شيعيان و تنها نسخه اي بود كه هنوز بشريت نمونه او را در جهان نديده است و تا ابد هم نخواهد ديد. از هزار و يك رازي كه در وجود اين ابرمرد تاريخ نهفته است, بشر با تمام نبوغ وتيزبيني كه از خودنشان داده, اتم را شكافته و به كرات آسماني دست يافته; هنوز نتوانسته است به آسمان پرستاره اين امام راستين دست يازد.

ناگزير بايد با تمام وجودخود, اظهار عجز و ناداني نمايد. موجودات كرات آسماني هم قدرت هبوط و فرود به كرانه بيكران وجود وصي رسول خدا(ص) را پيدا نكرده اند, آن ها هم مداح و منقبت خوان روح بلند و ملكوتي وي هستند.

خدايا! نسبت به معرفت و شناخت علي به تو ـعلي اعليـ پناه مي بريم! خودت دست ما را بگير و به ساحل اين اقيانوس بيكران هدايت فرما. باشد كه نمي از يم وجود نوراني علي بركويرستان قلب هاي سوخته و تشنه مان ببارد, تا بشريت براي هميشه سرسبز و با طراوت بماند.

بارالها! از تو مسإلت داريم لحظه اي ما را مهمان سفره قناعت و خلوص علي بگرداني, تا از خلق و خوي انساني و محمدي او توشه برداريم!

اكنون برخي از ويژگي ها و فضائل اولين مسلمان و مظلوم عالم اسلام را به صورت پرسش و پاسخ برمي شمريم:

آب دريا را اگر نتوان كشيد      هم به قدر تشنگي بايد چشيد

عالم ملكوت

فضايل حضرت علي(ع) را از خداوند پرسيدم, فرمود: (اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولي الامرمنكم).

از قرآن پرسيدم, گفت: ((علي مع القرآن و القرآن مع علي.))

از حق پرسيدم, گفت: ((علي مع الحق و الحق مع علي))

از محمد(ص) پرسيدم, گفت: ((من كنت مولاه فهذا علي مولاه.))

از فرشتگان پرسيدم, گفتند: ((ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين.))

از تورات و انجيل پرسيدم, گفتند: علي(ع) از همه انبياي گذشته برتر است.

از بهشت پرسيدم, گفت: ((علي قسيم الجنه))

از دوزخ پرسيدم, گفت: ((علي قسيم النار))

ازجبرائيل پرسيدم, گفت: سبكبال تر از علي نديدم.

عالم ناسوت

از علي(ع) پرسيدم, گفت: ((ينحدر عني السيل و لايرقي الي الطير.))(1)

از همسرش, فاطمه(س)پرسيدم,گفت: او محبوب ترين همسر روزگار بود.

از فرزندانش, حسنين پرسيدم, گفتند: ما را توصيه به دفاع از مظلوم و دشمني با ظالم مي كرد.

از مادرش, فاطمه بنت اسد پرسيدم, گفت: كودكي شيرين تر از او نديدم.

از خواهرش, ام هاني پرسيدم, گفت: برادري محبوب تر از او نيافتم.

ازدخترش, زينب(س) پرسيدم, گفت: پدري مهربان تر از او نديدم.

از برادرش, عقيل پرسيدم, گفت: سخت گيرتر از علي, نسبت به بيت المال نديدم.

از نوكرش, قنبر پرسيدم, گفت: بي تكلف تر از علي پيدا نكردم.

از ضرار پرسيدم, گفت: ((يتململ تململ السليم و يبكا بكإ الحزين.))(2)

از كميل پرسيدم, گفت: علي شيفته دعا و عاشق خدا بود.

جامعه و مردم

از ايتام پرسيدم, گفتند: پدري به مهرباني او نيافتيم.

از بيوه زنان پرسيدم, گفتند: او مشك آب و نان و خرما را به خانه ما ميآورد.

از فقيران پرسيدم, گفتند: او نيمه هاي شب غذا ميآورد.

از اغنيا پرسيدم, گفتند: لباس او كرباس و خوراك او نان جو بود.

از دردمندان پرسيدم, گفتند: دردمندتر از او نديديم.

از سخاوت مندان پرسيدم, گفتند: سخي تر از او نيافتيم.

از متقين پرسيدم, گفتند: با تقواتر از او نديديم.

از زهاد پرسيدم, گفتند: زاهدتر از او وجود ندارد.

از مجاهدان پرسيدم, گفتند: مجاهدتر از او در دنيا نيست.

از جوانمردان پرسيدم, گفتند: ((لافتي الا علي))

از دنيا پرسيدم, گفت: او مرا سه طلاقه كرده بود.

از زرد و سرخ دنيا پرسيدم, گفتند: حقيرتر از طلا ونقره نزد او نبود.

از عدالت پرسيدم, گفت: علي شهيد راه من شد.

از روزگار پرسيدم, گفت: مادر دهر عقيم است از اين كه مانند او بزايد.

از نماز پرسيدم, گفت: من معراج علي بودم.

از مرگ پرسيدم, گفت: سوگند به خدا! او مرا فوز عظيم مي دانست.

از اسلام پرسيدم, گفت: ((مسلم اول, شه مردان علي)).

از ميزان پرسيدم, گفت: او ميزان و معيار اعمال مسلمانان است.

از ايمان پرسيدم, گفت: سنگين تر از ايمان او نيافتم.

از زمين پرسيدم, گفت: او پدرم (ابوتراب) بود.

از ماه پرسيدم, گفت: درخشنده تر از سيماي او نديدم.

از خورشيد پرسيدم, گفت: نوراني تر از شعاع وجود اونيافتم.

از ستارگان پرسيدم, گفتند: وجود او پر از ستارگان علم, عمل, تقوا و... بود.

از آسمان پرسيدم, گفت: بلندتر از روح او نيافتم.

از اقيانوس ها پرسيدم, گفتند: مواج تر از روح او نديديم.

از درياها پرسيدم, گفتند: شفاف تر از او پيدا نكرديم.

از چشمه ساران پرسيدم, گفتند: گواراتر از او نيافتيم.

از حوض كوثر پرسيدم, گفت: او صاحب من است.

از كوه ساران پرسيدم, گفتند: با صلابت تر از اونديديم.

از بهاران پرسيدم, گفتند: سبزتر و شاداب تر از اونيافتيم.

از گل ها پرسيدم, گفتند: خوشبوتر از او پيدا نكرديم.

از بلبلان پرسيدم, گفتند: دلرباتر از او كسي سرود زندگي نخواند.

از پرستوهاي مهاجر پرسيدم, گفتند: مهاجرتر از او نيافتيم.

مكانهاو ...

از مكه پرسيدم, گفت: او مولود كعبه است.

از مسجد پرسيدم, گفت: او در محراب من كشته شد.

از مدينه پرسيدم, گفت: خاطرات دفاع او از مرز و بوم اسلام را فراموش نمي كنم.

از كوفه پرسيدم, گفت: خاطرات حكومت پنج ساله او فراموش ناشدني است.

از حرا پرسيدم, گفت: او تنها يار و مددكار پيامبر بود.

از غدير پرسيدم, گفت: خودم ديدم كه پيامبر(ص), او را به عنوان خليفه معرفي كرد.

از نجف پرسيدم, گفت: تمام منزلت و مقامم از اوست.

از بت هاي مكه پرسيدم, گفتند: بت شكن تر از اونديديم.

از شمشيرها پرسيدم, گفتند: ((لاسيف الا ذوالفقار.))(3)

فرزانگان

از سخنوران پرسيدم, گفتند: او سرآمد سخنوران روزگار بود.

از حكيمان پرسيدم, گفتند: او يگانه استاد علوم و فنون زمان بود.

از عارفان پرسيدم, گفتند: عرفان را از او آموختيم.

از فيلسوفان پرسيدم, گفتند: فلسفه دين و دنيا را از او گرفتيم.

از قضات پرسيدم, گفتند: او در قضاوت و اجراي عدالت, يگانه بود.

از اديبان پرسيدم, گفتند: او سرآمد و استاد همه اديبان بود.

از مفسران پرسيدم, گفتند: او اولين مفسر قرآن بود.

از فقيهان پرسيدم, گفتند: او اعلم و افقه عالمان دنياست.

از اصوليين پرسيدم, گفتند: علي ارباب علوم معقول است.

خلفاء و امراء

از ابوبكر پرسيدم, گفت: او حلال مشكلات ما بود.

از عمر پرسيدم, گفت: ((لولا علي لهلك عمر))

از عثمان پرسيدم, گفت: او مدافع همه مظلومان بود.

از معاويه پرسيدم, گفت: ((اگر همه فصيحان عرب گرد هم آيند, سزاوار است آن ها در برابر فصاحت... فرزند ابي طالب... سرفرود آورند...))(4)

از عايشه پرسيدم, گفت: از روح بزرگ او شرمنده ام.

از سياست مداران پرسيدم, گفتند: او از همه سياست مدارتر بود.

از عمربن عبدود پرسيدم, گفت: او قهرمان قهرمانان بود.

از مرحب پرسيدم, گفت: او با شمشير خود اسلام را احيا كرد.

از خوارج پرسيدم, گفتند: او چشم فتنه را درآورد.

  
نویسنده : حميد ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٥